قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2670

تاريخ الفي ( فارسى )

نهر ثلج زده خواست كه بيرون رود ، ناگاه در زمين ججمه « 1 » افتادند و اسبان ايشان فرورفت و ايشان پياده شده اهتمام بيرون آمدن مىكردند كه به يك بار جمعى از تركمانان امير سقمان به آنجا رسيده تردديك را شناختند و آن را غنيمت دانسته با جمعى از اعيان امراى او ، كه همراه وى بودند ، گرفته به اردوى امير سقمان آوردند . و چون اين خبر ، به سمع سپاه چكرمش رسيد ، ايشان جمع شده پيش چكرمش رفته به عرض رسانيدند كه : تمامى اموال و اسباب امير فرنگ را مردم امير سقمان گرفتند و ما را از غنايم ، مطلقا بخشى ندادند . اكنون اگر ما اينچنين دست خالى بازگرديم ، در نظر مردم چه اعتبار خواهيم داشت و همهء مردم تشنيع خواهند كرد كه غنايم را تركمانان بردند ، و حال آنكه ما به جنگ فرنگى مشغول بوديم و ايشان به نهب و غارت . اكنون مصلحت آن است كه اين قمص تردديك را ، كه ايشان گرفته‌اند ، ما از دست ايشان انتزاع نموده با خود همراه بريم تا مطلقا در نظر خلايق بىاعتبار نباشيم . امير چكرمش سپاه خود را رخصت فرمود و ايشان پيش از آنكه امير سقمان از معركه به اردوى خود رود جمعيت نموده به خيمه‌گاه رفته قمص تردديك را كشيده به اردوى خود آورد . و چون امير سقمان بر اين حال اطلاع يافت بسيار خشمناك شده فرمود كه مردم مستعدّ شده و بروند و تردديك را از اردوى چكرمش كشيده بياورند و اگر مردم او ممانعت و مدافعت نمايند ، به ضرب شمشير آبدار دمار از روزگار ايشان برآرند و هيچ ملاحظه ننمايند . بندگان امير چكرمش از اين معنى خبر يافته بسيار مضطرب گشت ؛ چه ، مردم او به واسطهء قلّت عدد طاقت مقاومت سپاه امير سقمان نداشتند ، بنابراين ، در مقام ملايمت و فروتنى درآمده كس پيش امير سقمان فرستاده پيغام داد كه : التماس آن است كه اين خوشحالى مسلمانان را ، كه از اين فتح حاصل شده ، به سبب مخالفت با يكديگر ، مبدّل به غم نسازند كه موجب شماتت دشمنان اسلام خواهد بود . و چون غنايم فرنگ همه به دست سپاه شما افتاده اگر يكى از اميران ايشان را ما گرفته باشيم در آن مضايقه نمودن از مروّت نيست . القصّه ، امير سقمان بعد از استماع اين پيغام از سر مخاصمت درگذشته با لشكر خود سوار شده به جانب قلعهء سخيان رفت . چون به نواحى آن قلعه ، كه در استحكام و حصانت از مشاهير قلاع آن ناحيه بود و خزاين فرنگ را در آن قلعه نگاه مىداشتند ، رسيد ، تمام سپاه خود را حكم فرمود كه لباس فرنگيان بپوشند . چون سپاه او ملبّس به لباس فرنگ شدند ، امير سقمان

--> ( 1 ) . اين تركيب بدرستى مفهوم نشد ؛ اگر اين كلمه را « جمجمه » تلفظ كنيم در لغتنامهء دهخدا از جمله معانى متعدد آن يكى هم « چاه در شوره‌زار » آورده شده است . - و .